May 12, 2008::دوشنبه 23 اردیبهشت 87
در راه صلح
اقای پروفسور مسرت را سال هاست که می شناسم. او در کنار شخصيت علمی و دانشگاهی خود، از زمره شخصيت های متعهدی است که از توشه علمی خود در راه تحقق صلح و افشای سياست های جنگ افروزانه در سطح بين المللی استفاده کرده و می کند. او در حال حاضر يکی از شخصيت های برجسته جنبش صلح آلمان است. سمينارهای متعددی که به ابتکار او در دانشگاه اوزنابروک و ساير موسسه های علمی برگزار شده اند، از جمله خدمات ماندگار او به رشد و گسترش انديشه صلح جهانی و راه گشايی برای حل بحران ها و جنگ های منطقه ای است.
بی علت نبود که به هنگام انتشار مجله گربه ايرانی در برلين، هيئت تحريريه مجله مقالات و نوشته های ايشان را که به زبان آلمانی نگاشته شده بودند، از ايشان دريافت و به زبان فارسی ترجمه، و نه تنها در گربه ايرانی، بلکه به بسياری از رسانه های فارسی زبان ديگر جهت نشر ارسال می کرد.
اکنون مدتی است که ديگر گربه ايرانی منتشر نمی شود، ولی همکاری ما در تهيه مقالات و مصاحبه های ايشان به زبان فارسی همچنان پابرجا مانده است. بی مناسبت نديدم که صفحه بهشاد را هم از اين مجموعه بی بهره نگذارم و هر از گاهی مطلبی از ايشان را هم که به فارسی برگردانده شده، در اين صفحه ارائه کنم
خطر جنگ نومحافظه کاران آمريکايی عليه ايران و چگونگی دورنمای ثبات
مصاحبه مجله "دويچه ميليتر تسايتونگ" (د. اِم. سِت) شماره آوريل 2008 با پروفسور محسن مسرت
ترجمه: احمد احقری
توضيح مولف: پس از انتشار مصاحبه در مجله د. اِم. سِت، تازه با تذکر دوستان از مواضع سياسی - اجتماعی واقعی اين مجله آگاه شدم. برخلاف ادعای سردبير مبنی بر تعلق مجله به جناح راست محافظه کار، متوجه شدم که مجله نه راست محافظه کار، بلکه يک نشريه راست افراطی است. طبيعی است که در صورت اطلاع اينجانب از خط سياسی آن، قطعا از انجام اين مصاحبه خودداری میکردم. اما اکنون که اصل آلمانی مصاحبه منتشر شده و همزمان نيز ترجمه فارسی آن آماده شده است و با توجه به محتوای مصاحبه و اهميت پيام های آن، که کاملا مورد توافق اينجانب است، متن آن را در اختيار علاقمندان قرار می دهم
March 28, 2008::جمعه 9 فروردین 87
انقلابيون مشروطه در برلين – 5
شرح حال و زندگی سيد محمد علی جمالزاده
http://www.radiozamaneh.org/literature/2006/11/post_38.html
در جنبش فکری مشروطه جمالزاده از جمله شخصيتهايی است که نه تنها در عرصه سياسی و مبارزات اجتماعی برای آزادی و جامعه مدنی، بلکه در بعد فرهنگی و ادبی نيز از وزنههای بسيار اساسی و پيشروان مدرنيته در ايران بهشمار میرود.
عکس 1 – از راست جمالزاده، سعدالله درويش و علينقی راوندی در ماموريت از سوی کميته مليون ايرانی در برلن برای تبليغات بر ضد روس و انگليس. آنها از راه استامبول و حلب و سپس با کشتی کوچک روی آب فرات از حلب به بغداد و از آن جا به کرمانشاه رفته بودند.
کودکی جمالزاده
سيد محمد علی جمالزاده در سال 1270 (1891) در اصفهان به دنيا آمد. پدر او سيد جمالالدين واعظ اصفهانی - که اصلا همدانی بوده است – از واعظين مبارز و مخالف استبداد در دوران مشروطه بود. او در خانوادهای مشروطهخواه تربيت شد که سنخيتی با فرهنگ تعصب و واپسگرانه حاکم در آن زمان نداشت. از همان کودکی با توهيناتی که به او و پدرش تحت عنوان بابی میشد، هر چه بيشتر او را از چنين محيطهای واپسگرايانهای دور میکرد. او در شرح خاطرهای از کودکی خود مینويسد: "از ميدانشاه که میگذشتم ديدم مردم جمع شدهاند و غوغايی برپاست. نزديک شدم ديدم دو نفر تاجر بلند بالا را با سر برهنه در ميان گرفتهاند و میگويند بابی هستند و آنها را به طرف مسجد شاه که مسجد آقا نجفی بود میبردند. در همان وقت شخصی که يک پيت حلبی نفت با جامی در دست داشت فرا رسيد و مردم از آن نفت خريدند و ريختند به روی آن دو نفر و آتش زدند و همانطور که آن دو میسوختند و التماس میکردند آنها را کشانکشان به طرف مسجد میبردند... دوان دوان به خانه برگشته قضايا را برای مادرم حکايت نمودم و گفتم که در مسجد شاه يک نفر از تماشاچيان ناگهان نگاهش به من افتاد و مرا شناخت و گفت تو بچه بابی در اينجا چه میکنی؟ و من گريهام گرفت و فرار کردم." جمالزاده از ده سالگی با پدر که در شهرهای مختلف (به ويژه تبريز) وعظ میکرد، به سفر میرفت و شاهد بسياری از حوادث و به قول خودش "گير و دارهای اول مشروطيت" بوده است. او در ملاقات پدر با محمدعلی شاه که در نياوران صورت گرفت حضور داشت و شاهد غضب شاه نسبت به سيد بود که متعاقب آن منجر به سوءقصد به جان پدر از سوی کالسکهچی همراهشان شد. او در اصفهان شاهد حملهور شدن متعصبين و تعدادی از طلبهها به مدرسه مدرن علی نقی خان از دوستان پدر به تحريک آقانجفی بود. در خلال يکی از سفرهايش ظلالسلطان تهديد کرده بود اگر پای سيد جمال به اصفهان برسد گوشت بدنش را تکهتکه خواهد کرد. سيد ديگر به اصفهان نرفت، يکی از دوستان خانه و اثاثيه خانواده جمالزاده را با عجله فروخت و او را به همراه مادر و برادرش با دليجان شبانه به تهران بردند. در آن زمان او شايد بيش از يازده سال نداشت. در تهران در مدرسه ثروت و ادب درس میخواند و پدر از اولين انقلابيونی بود که در پای منبر مسجد شاه هرروز از آزادی و عدالت سخن میگفت.
ادامهی مطلب «انقلابيون مشروطه در برلين – 5»January 23, 2007::سه شنبه 3 بهمن 85
انقلابيون مشروطه در برلين - 4
شرح حال و زندگی سياسی-فرهنگی حسين کاظمزاده ايرانشهر
برگرفته از راديو زمانه
http://www.radiozamaneh.org/morenews/2006/10/post_197.html
حسين کاظمزاده ايرانشهر، از پايهگذاران فکری نهضت مشروطه
حسين کاظمزاده ايرانشهر يکی ديگر از شخصيتها و متفکران دوره مشروطه است که مهر خود را در سير تحولات فکری و نوانديشی روشنفکران در اين دوره تاريخی کوبيده است. انديشهها و فعاليتهای موثر فرهنگی او تعلق به ماندگارترينهای همعصر و هم نسل خود دارد.
کاظمزاده ايرانشهر در 20 دی ماه 1262 (1884) چشم به جهان گشود. پدر و برادر بزرگ او هر دو از پزشگان مشهور دوران خود بودند. او والدين خود را در کودکی از دست داد و تحت سرپرستی برادر بزرگ خود قرار گرفت. کاظمزاده سواد و تحصيلات ابتدايی را در مکتبهای سنتی ياد گرفت. سپس در مدرسه مدرنی که در همان اوان به همت ميرزا حسين خان کمال در تبريز افتتاح شده بود، به تحصيل و کار روزنامهنگاری پرداخت. او در اين مدرسه در انتشار ماهنامه کمال و اداره کتابخانه شرکتی فعال داشت. ديری نپاييد که اين آموزشگاه با تحريک روحانيت متعصب تبريز و به دست محمد علیشاه، که در آن زمان وليعهد بود، در سال 1281 (1903) تعطيل شد و ميرزا حسين خان کمال به قفقاز رفت و در آنجا مديريت آموزشگاه ديگری را برعهده گرفت. کاظمزاده در کتاب "اصول اساسي فن تربيت" در شرح حالی که از خود نوشته، از اين دوران چنين ياد میکند: "اين واقعه روح مرا زخمدار و زندگاني را برای من بسيار تلخ و ناگوار ساخت، مدتي گرفتار رنج و اضطراب درونی بودم، مثل اين که از بهشت بيرونم کرده به دوزخ انداخته بودند."
November 7, 2006::سه شنبه 16 آبان 85
انقلابيون مشروطه در برلين - 3
شرح حال و زندگی سياسی سيد حسن تقی زاده برگرفته از راديو زمانه http://www.radiozamaneh.com/analysis/2006/09/_3.html وقتی سخن از روشنفکران و انديشمندان جنبش مشروطه میرود، سيد حسن تقی زاده اولين نامی است که مطرح میشود. زندگی سياسی و فرهنگی او را میتوان به چهار دوره تقسيم کرد. دوره اول (انقلاب مشروطه) از جوانی تا سال 1290، دوره دوم (مهاجرت) از 1290 تا 1303، دوره سوم (دوران رضاشاه) از سال 1303 تا 1320 و دوره چهارم (دوران محمدرضاشاه) از اين تاريخ تا مرگ او را در برمیگيرد.
تقیزاده جوان در انقلاب مشروطه
September 11, 2006::دوشنبه 20 شهریور 85
انقلابيون مشروطه در برلين - قسمت دوم
به نقل از سايت راديو زمانه يازدهم سپتامبر 2006
http://www.radiozamaneh.com/analysis/2006/09/_2.html
انتشار کاوه که از سال 1916 آغاز شده بود، پس از يک دوره تعطيلی، مجددا بين سالهای 1920 تا 1922 به همت تقیزاده و جمالزاده با همکاری بعضی از دوستان جديد ادامه يافت. مهمترين سد راه نشر اين مجله، بهويژه در آخرين سال انتشار آن، مشکلات مالی بود. کاوه در شماره فوقالعاده 30 مارس 1922 نوشت: "نظر به گرانی فوقالعاده مخارج طبع و کاغذ و پست و مصارف زندگی و اداره و غيره، اداره کاوه مصمم بر آن شد که به خوانندگان آن اخطار نمايد که اگر در سال سوم عده مشترکين آن به دو هزار نفر نرسد، به واسطه عدم کفايت عايدات به مخارج روزنامه نمیتواند منتشر شود." و با اعلام تعطيلی موقت در همين شماره ديگر منتشر نشد (عکس شماره يک و دو).
عکس شماره يک و دو – مجله کاوه و شماره آخر آن

September 5, 2006::سه شنبه 14 شهریور 85
انقلابيون مشروطه در برلين - قسمت اول
با آغاز به کار "راديو زمانه" فرصتی پيدا شد تا کاری را که با مجله گربه ايرانی شروع کرده بوديم، در اين رسانه ادامه دهيم. بخش برلين و برلينیها در مجله البته تنها قسمتی از کارش را به معرفی "برلنی ها" پرداخت. حالا قصد آن داريم که اين مطالب را به شکلی تازه و کامل تر و با موضوعهای مشخصتر ارائه دهيم. در اينجا بخش اول سلسله مطالبی تحت عنوان "انقلابيون مشروطه در برلين" را که در سايت راديو زمانه منتشر شده است، خواهم آورد.
انقلابيون مشروطه در برلين (1)
برلين شهری است که نه تنها در تاريخ قرن بيستم اروپا و جهان نقشی کليدی داشته، بلکه در سير رشد و گسترش انديشه معاصر در تاريخ ايران هم تاثيرات اساسی بر جای گذارده است. ما در اين سری از مطالب سعی میکنيم نقش برلين را در تاريخ معاصر ايران از انقلاب مشروطه تاکنون مکتوب کنيم و به زندگی انديشمندان و مشاهير ايرانی که در برلين زندگی میکردهاند، بپردازيم. از نسل اول مهاجران ايرانی در برلين آغاز میکنيم، از "برلنیها".
ادامهی مطلب «انقلابيون مشروطه در برلين - قسمت اول»March 20, 2006::دوشنبه 29 اسفند 84
January 24, 2006::سه شنبه 4 بهمن 84
يک سال گذشت و ...
يکسال گذشت. ما همه مسنتر شديم و گربه ايرانی هم پا به سن گذاشت. در همين ژانويه سال قبل بود که نوشتيم ای کاش بتوانيم از اين خصلت گربه که چهار دست و پا به زمين میافتد، بهرهای ببريم و بيدی نباشيم که با هر بادی بلرزد. هادی خرسندی در مقالهای که در ارتباط با انتشار گربه ايرانی در کيهان لندن نوشت، اين خصلت را به "گربه مرتضی علی" نسبت داد و آن را سمبل "آدمهای دگم، جزمی، لجباز و يکدنده" معرفی کرد. به اين ترتيب اين هنرمند تيزبين تلاش ما را برای ارائه تلقی مثبت از خصلت گربه وار "فرود با چهار دست و پا"، خنثی کرد و دروغ تاريخی ما را - که به قصد خير و نيت سازندگی مطرح شده بود – برملا کرد و نوشت: "گربه ايرانی ... سکولار و لائيک است و ربطی به مرتضی علی ندارد." هر چند که از آن تاريخ ديگر جرات نکرديم به طور علنی آرزوی چهار دست و پا افتادن روی هيچ زمينی و از هيچ فاصلهای داشته باشيم، ولی در اعماق وجودمان همچنان اميدوار بوده و هستيم که مثل يک گربه، فرز و چالاک در برابر تحولات زمانه و دشواریهای سر راه واکنش نشان داده و با گرده بر خاک نيفتيم! ... در فايل زير می توانيد صفحات نخست گربه ايرانی شماره 12 را ببينيد:
December 10, 2005::شنبه 19 آذر 84
اثری تازه از برلينی ها
کتاب "داستان برلين" تازه ترين کتاب نشر گردون، مجموعه ای است از 13 داستان از نويسندگان ساکن برلين زير نظر عباس معروفی.
برای تهيه کتاب می توانيد با خانه هدايت در برلين تماس بگيريد.
December 4, 2005::یکشنبه 13 آذر 84
گربه های ده و يازده
برای ديدن صفحات نخستين گربه يازده فايل زير را باز کنيد:
برای ديدن صفحات نخستين گربه ده فايل زير را باز کنيد:
اگر مايل به دريافت نسخه کامل الکترونيکی شماره های قبلی مجله هستيد، به من ميل بزنيد.
September 27, 2005::سه شنبه 5 مهر 84
سه سه تا ، نه تا گربه
نهمين گربه متولد شد. افسوس که در اين شماره مجله - و بخصوص در روزهای پايانی بستن صفحات آن - پيام يزديان در کنار ما نبود. جای او در برلين خالی است. هرچند که دل ما در اين جا برايش تنگ می شود، ولی خوشحاليم که يکی از ستون های ما الان در آمريکا پايه ريزی شده است.
در اين شماره گزارش ويژه ای در باره انتخابات آلمان از ديد ايرانيان شهر برلين درج و در نظرسنجی به عمل آمده، رفتار ايرانيان در سياست آلمان تجزيه و تحليل شده است.
در فايل زير صفحات جلد، شناسنامه، فهرست و يادداشت سردبير را می خوانيد.
Download file
August 29, 2005::دوشنبه 7 شهریور 84
هشتمين گربه متولد شد!
گربه ايرانی شماره 8 به گنجی، فرار مغزها و پرونده هسته ای ايران پرداخته است. اين بار از بيش از صد صفحه مطالب متنوع تشکيل شده که در آن برای هر سليقه و فکری حتما چيزی برای خواندن پيدا می شود.
در فايل زير جلد، فهرست مطالب و يادداشت سردبير را می بينيد.
Download file
July 20, 2005::چهارشنبه 29 تیر 84
وبلاگ نويسان در گربه 7
گزارش اصلی شماره 7 ماهنامه گربه ايرانی را اختصاص داديم به انتخابات از منظر وبلاگنويسان در مطلبی تحت عنوان "پايان انتخابات، پيروزی جهل بر ظلم؟"
در اين گزارش پيام يزديان در وبلاگ های زير وبگردی کرده و با گزيده هايی از نوشته های آنان گزارش خوبی جمعآوری کرده است.
وبلاگ های زير در گزارش مطرح شده اند:
يک بلاگر، يک الپر، سيبستان، يدالله رويايی، خوابگرد، پدرام رضايی زاده، ابراهيم نبوی، بهشاد، حضور خلوت انس، مصطفی معين، مکتوب و نگاهی دست و پا شکسته.
برای مشاهده جلد، فهرست و يادداشت سردبير فايل زير را باز کنيد:

