August 5, 2004

اولين فيلم های جهان و آپارات های نمايش آن

برگردان از مقاله ای در سايت وب لاک (درباره سينما) به زبان آلمانی 


 کارل اسکالادانوفسکی به همراه پسرانش ماکس و اميل از سال 1879 در واريته نبل بيلدر (به معنای تصاوير مه آلود) به اجرای نمايش مشغول بوده اند. تصاوير مه آلود بيان گر انعکاسات چند لايه ای صحنه هائی بودند که برای بيننده امکان تصور حوادث غيرمنتظره ای هم چون سيل، زلزله، رعد و برق، آتش سوزی و ساير فجايع را به صورتی زنده  فراهم می کرد. خانواده  اسکالادانوفسکی از زمره  هنرمندان تصويرساز و با توجه به مختصات آن دوران از جمله هنرمندان چند رسانه ای محسوب می شدند.


 sklada1a.gif   کارل اسکالادانوفسکی


 در روز اول نوامبر سال 1895 ماکس اسکالادانوفسکی با دستگاه اختراعی اش به نام بيوسکوپ، که جعبه ای بی قواره جهت نمايش "عکس های زنده" بود، به عنوان حسن ختام برنامه واريته قطعاتی از فيلم هائی که ساخته بود، به مدت 15  دقيقه به نمايش گذاشت. اين نمايش با فروش بليط به تماشاچيان و در محل وينتر گارتن (باغ رمستانی) هتل سانترال واقع در ايستگاه فردريش اشتراسه در شهر برلين صورت گرفت. اين واقعه در تاريخ به عنوان تولد هنر هفتم يعنی سينما ثبت شده است.  

hotelc1.gif  هتل سانترال در فردريش اشتراسه


اولين قطعات فيلم روی اکران به مدت چند دقيقه که چندين متر از حلقه فيلم را پوشانده بود، تنها به نمايش محيط پيرامونی هنرمندان واريته، يعنی اسکالادانوفسکی ها می پرداخت. در اين فيلم قبل از هر چيز بچه ها پلوتس-لارلا در يک رقص دهقانی ايتاليائی ديده می شدند، و همين طور هنرمند تردستی پاول پتراس، برادران ميلتون با نمره مضحکی بر روی بارفيکس و نيز برادران اسکالادانوفسکی در حال تعظيم به جمعيت در فيلم حضور داشتند. تاريخ فيلم برداری  ماه مه 1895 و محل آن در باغی واقع در خيابان برلينر شماره 27 در منطقه پانکو شهر برلين بوده است.  امروز اين محل خرابه ای  متروکه است ولی در سال های دهه 1890 باغی بود که در آن کافه فلد شلوسشن متعلق به شخصی به نام سلوس بود. اين کافه اولين ميدان آزمايش اسکالادانوفسکی ها برای تجربه فيلم سازی اش محسوب می شد.


همين طور تمام صحنه های ديگر اين اولين برنامه در ماه مه 1895 فيلم برداری شدند. اسکالادانوفسکی قطعه "کانگوروی بوکس باز، آقای ديلاوار" را در جلو سيرک بوش ساخت که در آن زمان محلی ثابت در ايستگاه بورزه (هکشه مارکت امروز)  داشت.  قطعات "خانواده ژيمناست گروناتو" و "نبرد در رينگ بين  گرينا و ساندو" در باغ تئاتر شهر واقع در خيابان آلت موابيت شماره 47-48 (بعدها به نام فيلم پالاست هانزا و از سال 1963 به نام کنونی تئاتر هانزا) به کارگردانی   اسکالادانوفسکی ساخته شدند. رقص ملی روسی "کامارينسکايا" توسط مثلث تاچرپانوف در باغ تئاتر فردريش ويلهلم اشتات واقع در خيابان شوسه شماره 25-26 (بعد ها به نام مترو پالاست) فيلم برداری شد.


شهرداری منطقه پانکو در پياده رو همان جائی که در آن دوران کافه فلد شلوسشن آقای سلوس و در دوران پس از آن به مدت ده ها سال سينما تيوولی قرار داشت، بنائی به مناسبت صد سالگی سينما نصب کرده است. بر روی اين موزائيک کوچک نوشته "1895 بيوسکوپ 1995" حک شده است. پس از نام گذاری خيابانی به اسم آقای  اسکالادانوفسکی در اين منطقه در سال 1951 اين دومين يادبود تاريخی برای بزرگداشت اين پيشرو تاريخ سينماست.


تنها چند ايستگاه تراموا بعد از اين محل در گورستان خيابان بوخ هولتز در ناحيه نيدرشون هاوزر در منطقه پانکو می توان بر روی سنگ نبشته قبری با حروف طلائی جمله های زير را خواند:


 


پيشتاز فيلم در آلمان


ماکس اسکالادانوفسکی


30 آوريل 1804 تا 30 نوامبر 1939 برلين


مخترع بيوسکوپ


اولين نمايش فيلم سينمائی در جهان، اول نوامبر 1895


در وينتر گارتن شهر برلين


 


با تراموا و اتوبوس خط 155 تا ايستگاه قطار شون هولتز و در ادامه آن تا استوديو قديم فيلم سازی در خيابان فردريش می رسيم و در سوی ديگر خط 155 در مسير خلاف آن استوديو های منطقه وايسن زی قرار داشتند. در اين استوديوها واقع در خيابان فرانس يوزف (امروز به نام ماکس ليبرمن) دو آتليه در کنار هم ديگر بودند که توسط جوی می احتمالا در آن جا معروف ترين فيلم آلمانی در سال 1919 ساخته شد: "کابينه دکتر کاليگار" با بازيگری ليل داگوار، کنراد وايدت و ورنر کراوس.


veidtcon.jpg   کنراد وايدت


هشت هفته پس از اين اولين نمايش جهانی فيلم دو برادر در پاريس با نام لويس و آگوست لومی يره  دستگاهی شيک تر و به لحاظ تکنيکی برتر با نام سينماتوگراف به نمايش گذاردند. بر خلاف بيوسکوپ اسکالادانوفسکی سينماتوگراف دستگاه ساخته دست يک سازنده و با ابتکار فردی نبود. پشت لومی ير ها کارخانه فتوتکنيک پدر ايشان به نام آنتونه لومی ير در لئون و مهندس شاغل در آن جولس کارپنتيه قرار داشت. انگيزه اختراع سينماتوگراف برای فيلم های سينمائی و يا سرگرمی انبوه تماشاگران نبود، بيش از هر چيز آن ها به دنبال دانش مندان و محققين به عنوان کاربران دوربين ها و پروژکتورهاشان بودند. فيلم های ايشان صحنه های روزمره زندگی را مثل "صبحانه کودکان" و يا "رسيدن قطار به ايستگاه شارنتون" را نشان می داد. با اين کار لومی يرها می خواستند قدرت تکنيکی دستگاه هاشان را به نمايش بگذارند و برای آن ها تبليغ کنند. ولی به سرعت توانستند امکانات بازار را کشف کنند و به جای کاربرد پژوهشی اين دستگاه ها ، آن ها را در راه سرگرمی عمومی  به کار بگيرند. لومی ير ها ارتباط خوبی با شرکت های تجاری، معلمان و بازار عکاسی داشتند، به طوری که موفق شدند به سرعت فروش آپارات های خود را سازمان دهند.


سينما از همان بدو پيدايش به دو گرايش روی آورد. يکی ساخت فيلم های واقعی و نمايش مستند زندگی روزمره و يا اتفاقات جالب و ديگری نمايش اعجابات و اوهام. ژرژ مليس (1861 تا 1938) در استفاده از حقه های فيلم برداری استاد بود، مثلا در يکی از اولين فيلم های خود با شعبده بازی و تردستی توانسته بود سر خود را بر روی پرده سينما چندين بار تکثير و به نمايش بگذارد. در همان دهه 1890 او فيلم هائی را به نمايش گذاشت که با دست رنگ شده و يا ويتراژه شده بودند. او سوژه هائی هم چون "قصر شيطان" (1896) و يا فيلم 120 متری (5 دقيقه ای) "غبارهای خاکستر" (1899) را خلق کرد.


مليس نيز همانند ماکس اسکالادانوفسکی  که فيلم های کوتاه "خروج آتش نشان های برلين" به مدت 40 ثانيه (اين فيلم امروز هم قابل دسترسی است) و يا "آغاز حرکت قطار در ايستگاه شون هولتز" را ساخته بود، نتوانست در مقابل کمپانی های بزرگ فيلم سازی مانند پاته فررس که در سال 1898 با سرمايه کلان فرانسوی تاسيس شده بود، به رقابت بپردازد. در فيلم  "آغاز حرکت قطار" ظاهرا اشاره ای به رفتار غيرعادی تماشاگران آن دوره  شده است. در ضمن نمايش حرکت قطار در فيلم ساخته برادران لومی يره تعدادی از تماشاگران با تصور اين که زير قطار خواهند رفت، از سينما فرار کردند. اين واقعه آن چنان تاثير قدرت مندی داشت که  اسکالادانوفسکی ها  با نور خورشيد در ايستگاه بدون سقف شون هولتز آن را بازسازی کردند.


در خيابان فردريش ميدانی را می توان بازديد کرد که زمانی وينتر گارتن در آن جا قرار داشت.

Posted by Ahmad at August 5, 2004 6:49 PM
Comments

ba salam va sepas az honare haftom. eradatmand Mahmoud Dehgani

Posted by: Mahmoud Dehgani at August 16, 2004 1:00 AM