August 17, 2004

مشعل و المپيک، گريزی به تاريخ

المپيک 1936 برلين


ديرزمانی است که بازی های المپيک در پی اجرای مراسم سنتی ويژه ای آغاز می شود. هر چهار سال يک بار در فصل بهار در بقايای المپيای يونان مشعل المپيک مشتعل می شود و اولين دونده مشعل به دست به راه می افتد.  امروزه کمتر کسی است که بداند سنت دويدن با مشعل برای اولين بار در سال 1936 پايه گذاری شده است.


البته بانی اين ايده به طور قطعی مشخص نيست ولی در اين رابطه غالبا از کارل ديم دبير اول  کميته ملی المپيک آلمان نام برده می شود. بر طبق گزارش رسمی بازی های المپيک 1936 ايده اوليه از سوی يکی از کارکنان وزارت تبليغات (پروپاگاندا) در سال 1934 پيشنهاد شده و در نهايت توسط ديم به صورت طرح دويدن با مشعل درآمده است (گزارش رسمی بازی ها، صفحه 58). او در اين ايده به لحاظ تاريخی به کتيبه های بر جای مانده از روميان باستان در پالازو کولونا استناد می کند که در آن ها عشاق دونده مشعل به دست نمايش داده شده اند. آن ها  با کمان هاشان تيرهای عشق را رها می کنند و با مشعل هاشان عشق را شعله ور. به اين ترتيب مراسم دويدن با مشعل در اين بازی ها اين سنت ديرينه را با آتش مقدس المپيک ترکيب می کند.


اولين دو با مشعل در مسافتی معادل 3075 کيلومتر از طريق 7 کشور صورت گرفت. اين مسير از جانب کارکنان وزارت تبليغات تعيين شده بود و از المپيا آغاز و از طريق شهرهای آتن، دلفی، سالونيکی، صوفيا، بلگراد، بوداپست، وين و پراگ به برلين ختم می شد. شرکت کروپ پايه مشعل را به طور رايگان در اختيار گذارده بود. قبل از آغاز دو مراسم جشنی در ميان آثار باستانی المپيا صورت گرفت. در 20 جولای 1936 ساعت 12 ظهر مشعل بزرگ المپيک طی مراسم شکوهمندی با کمک 13 دختر جوان برافروخته شد و اولين دونده يونانی مشعل خود را از اين شعله بزرگ روشن کرد.


 Fakellauf.jpgاولين دونده مشعل به دست جهان از يونان

اين مراسم به طور زنده از راديو تلويزيون رايش سوم پخش شد و هم زمان در شهرداری برلين جشنی برگزار شد. دستگاه تبليغاتی رايش سوم با تمام قدرت وانمود می کرد که با چه جديتی در صدد برگزاری هر چه پر شکوه تر مراسم المپيک برلين است.    


در چکسلواکی اين صحنه آرائی های دائمی آلمانی ها منجر به اعتراضات سختی شد. پيش از رسيدن مشعل به آن جا پلاکاد رسمی آلمان با نقشه اروپا، که در آن قسمتی از مناطق آلمانی نشين چکسلواکی را در قلمرو رايش سوم نشان می داد،  موجبات خشم و اعتراض شديد چک ها را فراهم ساخته بود. در طول مسير با برگزاری مراسم، پخش اعلاميه و پلاکاد بر عليه دولت رايش سوم اعتراض می شد. در پراگ تظاهر کنندگان ضد هيتلر مانع از ورود به موقع مشعل به خاک آلمان شدند (يعنی برای 31 جولای ساعت 11:30). در شهر مرزی هلن دورف ولی ديگر مقاومتی به چشم نمی خورد، علامت اس اس نازی ها به صورتی نورانی در ديوارها نمايش داده می شد و مارش ملی نازی ها نواخته می شد.


بالاخره در اول آگوست مشعل المپيک به برلين رسيد. پيش از آن که آخرين دونده مشعل را به استاديوم المپيک برلين برساند در لوست گارتن توقف کرد. در آن جا مراسم ويژه ای بر پا شد. به نشانه آن که بازی های المپيک برای جوانان است، حدود 20000 نفر از سازمان جوانان حزب نازی در اين محل به پاسداری از شعله پرداختند. بالدور فن شيراخ رهبر سازمان جوانان، هانس فن چامر مسئول ورزشی رايش سوم، برنارد روست وزير امور تربيتی و نيز جوزف گوبلز  وزير تبليغات نازی در برابر هزاران جوان، 40000 عضو نظامی و تعداد بيشماری از تماشاگران به سخنرانی پرداختند.


 Lustgarten.jpgنمايش تبليغاتی نازی ها در لوست گارتن برلين 1936


در برابر اين تبليغات گسترده سيستم فاشيستی هيتلر اعتراضات بين المللی و بايکوت های کم و بيش دامنه داری نيز صورت گرفت. هاينريش مان در کنفرانس دفاع از ايده المپيک در روزهای 6 و 7 ژوئن 1936 در پاريس اعلام می کند:


"رژيمی که بانی کار اجباری و اردوگاه های بردگی شده، به تدارک جنگ می پردازد و تنها به واسطه تبليغات دروغين زنده است، چه گونه قادر است به ورزشی صلح جويانه و ورزشکاران آزاده احترام بگذارد؟ باور کنيد ورزشکارانی که به برلين می روند چيزی نخواهند بود جز عده ای گلادياتور، اسير و يا ابزار تفريحی ديکتاتوری که خود را آقای جهان می داند." (تصويرها و سندها، صفحه 252)


زمانی که در 13 ماه مه 1931 تصميم کميته بين المللی المپيک برای برگزاری بازی های ششمين دوره المپيک در شهر برلين رسما اعلام می شد، هنوز به نظر می رسيد که رئوس خط مشی "ايده المپيک" مربوط به دوره جمهوری وايمار بر قوت خود باقی خواهد ماند. در اين زمان حزب ناسيونال سوسياليست به قوی ترين حزب آلمان تبديل می شد، در حالی که  سياست ها و جهان بينی آن در زمينه  برتری های ملی و نژادی هيچ گونه هم خوانی با آماج های انسانی و فراملی المپيک نداشت. با به قدرت رسيدن هيتلر در 30 ژانويه 1933 شرائط کاملا جديدی در آلمان به وجود آمد. در زمانی بسيار کوتاه دهان مخالفين بسته شد، يهوديان و ضد فاشيست ها تحت پيگرد و ترور قرار گرفتند و بسياری به ناچار دست به مهاجرت و فرار از آلمان زدند. اولين اردوگاه های اجباری کار در دشاو و اورانين بورگ در همان سال 1933 احداث شدند. حرکت های ورزشی دمکراتيک ممنوع و کليه اتحاديه های ورزشی اجبارا تحت حاکميت سازمان جوانان حزب نازی قرار گرفتند. تشکل مستقل و سراسری  "مجمع مبارزه برای اتحاد سرخ واحدهای ورزشی" با حدود 3400 کانون ورزشی عضو آن که از سرسخت ترين مخالفين برگزاری المپيک برلين بودند در تاريخ 4 فوريه 1933 ممنوع شد. سياست بايکوت تجارت با يهوديان موجب ايجاد خشم فراوان در بين آمريکائی ها شد، به طوری که درخواست بايکوت و لغو بازی های المپيک در برلين در آن جا بالا گرفت. مجموعه اين اعتراضات به آن جا رسيد که رئيس کميته بين المللی المپيک، بايلت لاتور خود را ملزم به اين ديد که جلسه اضطراری اين کميته را برای تصميم گيری در مورد لغو بازی های برلين فرا بخواند. به موجب تصميم کميته در تاريخ نهم ژوئن 1933 در وين مقرر شد که در صورت عدم ارائه تعهد کتبی دولت رايش سوم در مورد احترام به اصول اين بازی ها،  المپيک برلين رسما لغو شود (کروگر 1972، صفحه 53). پس از اين نشست دولت هيتلر کتبا متعهد شد که به قوانين المپيک احترام بگذارد: "آزادی شرکت تمام مذاهب و نژادها در بازی ها، اجازه فعاليت يک کميته مستقل سياسی برای نظارت به نحوه اجرای اين بازی ها".


در آلمان نازی عملا واقعيت طور ديگری به نظر می رسيد. تشکل "تبعيديان پراگ" با مدارک مستند بسياری به اثبات رساند که تعهد دولت برای ايجاد حق برابر ورزشکاران غيرآريائی دروغی بيش نبوده است. در اين مدارک حذف سيستماتيک ورزشکاران يهودی از صحنه المپيک با انتشار عکس ورزشکاران حذف شده از مسابقات افشاء شده است. حرکت ضد فاشيستی بر عليه بازی های المپيک در آلمان در سال های  1935 و 1936 به اوج خود رسيد. رهبری اين حرکت ها عمدتا توسط جنبش ورزشی کارگران و ضد فاشيست ها، به ويژه کميته روشنفکران چپ گرا که در 7 دسامبر 1935 در پاريس تاسيس شد، صورت می گرفت. اين کميته از برگزاری يک المپيک خلقی از 19 تا 26 جولای 1936 در شهر بارسلون پشتيبانی می کرد. تدارک اين المپيک به علت آغاز جنگ داخلی اسپانيا متوقف شد (کروگر 1972، صفحه 188). اين حرکت در مجموع نتوانست موفقيت بزرگی در برابر ماشين تبليغاتی نازی ها به دست آورد.


تلاش برای بايکوت اين بازی ها در آمريکا از وزنه بيش تری برخوردار بود و با تصويب قانون نژادپرستانه نورنبرگ در 15 سپتامبر 1935 تشديد شد. در اين جا حرکت گسترده ای متشکل از اتحاديه های بزرگ ورزشی، سنديکاهای بزرگ، دانشگاهيان و ورزشکاران نامدار صورت گرفت. برای مقابله با تحريم بازی ها توسط اين تشکل ها، برگزارکنندگان المپيک متعهد شدند که حتا يهوديان آلمانی را هم از اين مسابقات محروم نکنند. در پايان تنها دو نيمه يهودی آلمانی در رقابت ها پذيرفته شدند: رودی بال بازيکن هاکی روی يخ در بازی های زمستانی و هلنه ماير شمشير باز زن و قهرمان المپيک 1928 آمستردام که از سال 1932 در آمريکا زندگی می کرده است. همين طور به قهرمان مشهور بوکس در آلمان ورنر زيلن بيندر که پرونده سياسی وابستگی به کمونيسم داشت، اجازه شرکت در مسابقات داده شد (هوفمن، صفحه 113).  او در اکتبر سال 1944 در زندان برندنبورگ- گوردن به قتل رسيد.


هميشه بهترين پندها را از تاريخ می توان گرفت. از همين تاريخ است که می آموزيم چه گونه آلوده کردن بازی های ورزشی به ابزارهای سياسی تنها اهداف آزادمنشانه و انسان دوستانه چنين رقابت هائی را با اغراض ايدئولوژيک و سياسی آلوده می کند. انسان های مدرن آن قدر هوشيار هستند که ديگر بازيچه چنين ترفندهائی نشوند و ديگر هيچ قدرتی نتواند ورزشکاران را مجبور کند به هنگام نواختن سرود ملی دست هاشان را به جلو و متمايل به بالا دراز کنند.  


 fussball_hi.jpgتيم فوتبال آلمان در المپيک 1936 در حال سلام هيتلری


olympiastadion.jpgاستاديوم المپيک برلين


منبع: برگرفته از اسناد اينترنتی موزه تاريخ آلمان

Posted by Ahmad at August 17, 2004 7:50 PM
Comments

salam. ba mosighi chetori.? mahmoud dehgani

Posted by: mahmoud dehgani at August 20, 2004 2:35 AM

جال بود من فلسفه مشعل و نمی دونستم.

Posted by: دختر بس at August 24, 2004 10:48 PM

besyar aali boud. Estefadeh kardam

Posted by: mahmoud Dehgani at September 7, 2004 4:59 AM

besyar khosh-hal shodam ke Entesharat dayer kardeid. ba eradat va ekhlas Mahmoud Dehgani

Posted by: Mahmoud Dehgani at September 15, 2004 3:52 AM