February 16, 2005

گربه ايرانی دوم

                                                        شماره دوم  مجله گربه ايرانی به بازار آمد.


 Cover-Out-perser21.jpg


در صفحه‌ی "برلين و برلينی‌ها"ی اين شماره مطلبی درج شده تحت عنوان "مارکس و انگلس در برلين چه می‌کردند؟".  اين مقاله حلقه‌ای از زنجيره سلسله مقالاتی است که  مرکز ثقل آن ها در پيگيری ردپای شخصيت‌های تاريخی در شهر برلين قرار دارد. مقدمه مقاله خود روشنگر موضوع است.  اميدوارم که از آن لذت ببريد.



مارکس و انگلس در برلين چه می‌کردند؟


کارل مارکس تنها يک اقتصاددان يا فيلسوف نبود. مانيفستی نوشت که برخی از پيروانش تا بيش از يک صد سال بعد از آن هنوز هم به آن قسم می خورند. مارکس را می توان مدرن ترين پيامبر جوامع انسانی ناميد، که با کتاب مقدس زمينی و نه آسمانی اش، کاپيتال، قلب نظام سرمايه داری را نشانه گرفت و مکتب او چيزی نزديک به يک قرن ايدئولوژی مسلط سيستم های حاکم بر بيش از يک سوم از جمعيت دنيا را تشکيل می داد. در تاريخ راجع به کارل مارکس و همفکر و همراهش فردريش انگلس بسيار کفته اند و نوشته اند و ما قصد تکرار آن ها را نداريم. ولی آن چه که در باره  آن کم گفته شده، اين است که اين دو شخصيت جهانی در برلين جه می کردند و کجا بودند. گربه ايرانی دوربين خود را روی اين دو شخصيت در برلين زوم کرده و به تعقيب تاريخی اين دو نفر در شهرمان پرداخته است. 

کارل مارکس در برلين چه می کرد؟


marx.jpg



کارل مارکس در اواسط اکتبر 1836 به برلين آمد و 22 اکتبر همان سال در دانشکده حقوق دانشگاه فردريش ويلهلم ثبت نام کرد. بر اساس سرشماری آن دوران شهر برلين معادل 331994 نفر سکنه داشت. شهر دارای 17 دروازه، 290 خيابان و کوچه، 24 ميدان عمومی و بازار، 32 کليسا، يک قصر، 20 کاخ، يک آکادمی علوم و يک آکادمی هنر، يک موزه، يک دانشگاه، 6 دبيرستان، 3 تئاتر بزرگ عمومی و 3 تئاتر خصوصی، 280 مدرسه، يک انبار مهمات، 15 پادگان و 17 بيمارستان بود. در آرشيوهای شهر برلين 7 آدرس از مارکس ثبت شده اند، ضمن آن که 3 آدرس ديگر نيز شناخته شده اند. اولين آدرس ثبت شده در خيابان ميتل شماره 61 (Mittelstraße 61) قرار داشت. صاحبخانه اولين خانه دانشجويی او در برلين شناخته شده نيست. پدر مارکس در نامه ای به تاريخ 9 نوامبر 1836 يادآوری می کند: «بسيار خوشحالم از اين که پسرم در کنار افرادی تحصيلکرده زندگی می کند».  در همين مکان بود که در بدو شروع اولين ترم دانشگاهی «کتاب عشق» و «کتاب ترانه ها» را به نامزدش جنی فون وست فالن تقديم کرد. در همان ترم اول بود که به اين نتيجه رسيد که بدون فلسفه نمی توان کاری اساسی صورت داد.
دومين خانه دانشجويی رسمی مارکس در خيابان مورن شماره 17
(Mohrenstraße 17) قرار داشت.


Mohrenstr41.jpg


مارکس در اين محل تنها چند هفته زندگی کرد (ماه های مارس و آوريل 1837). او در آنجا غرق در فلسفه کلاسيک شده بود، به طوری که نه از رقاصخانه مشهور «خانه انگليس» و نه  از قهوه خانه فولپی در آن محل اطلاعی به دست آورد. او در اين زمان بيمار شد و به ناچار به دنبال پرشک می گشت. اين موضوع باعث شد که به سرعت به جايی ديگر برود تا اين خانه گران را ترک کند. محل زندگی بعدی مارکس خيابان آلته ياکوب شماره 50  (Alte Jakobstraße 50)بود. اين خانه ارزان تر بود ، ولی عيب بزرگ آن همسايگی با بزرگ ترين مرکز تفريحی برلين آن زمان، کولوسيوم، با پلاک شماره 49 بود. در اين مکان تقريبا هرروز مراسم جشن و سرور بر پا بود، و هر هفته ارکستر هنگ قيصر فرانس گرنادير برگزار می شد. مارکس در اين اتاق به ندرت آفتابی می شد. احتمال داده می شود که از کارل مارکس برای اولين بار در همين محل به خاطر بدهکاری شکايت شد.
در تابستان و پاييز 1837 مارکس در نزديکی دروازه های برلين در اشتراولاو شماره 4
(Straula) زندگی می کرد. در آنجا ضمن استراحت شخصا به مطالعه فلسفه هگل مشغول بود. از قول منابع ديگری نقل می شود که در شبه جزيره اشتراولاو کارل مارکس دانشجو خانه آلت اشتراولاو شماره 25  (Alt-Stralau 25) را، که متعلق به تاجری به نام فون در زور بود، کرايه کرده بود. همينطور بود در محل آلت اشتراولاو شماره 18 (Alt-Stralau 18)، که در آن فون در زور سالن مطالعه ای داشت که پاتوق مارکس و دوستانش برای ديدار و ملاقات همديگر بود. عده ای ديگر معتقدند که او از فيشر و گوت ليب کولر خانه آلت اشتراولاو شماره 4  (Alt-Stralau 4) را کرايه کرده بود که امروز در همان محل پلاک شماره 18 قرار دارد. البته دسته سومی هم معتقدند که تنها نامه های والدين مارکس به آدرس اشتراولاو 4 ارسال می شده، کارل مارکس جوان اما در اشتراولاو شماره 11 در آپارتمان زير شيروانی کافه شولتسه مستقر بوده و روزانه نامه های خود را از پستخانه شماره 4 دريافت می کرده است. او همزمان آدرس خيابان آلته لايپزيگر شماره 1 آ  (Alte Leipziger Straße 1a) را استفاده می کرده است. اين آدرس در روی پاکت نامه  مورخ 20 آگوست 1837 پدرش نوشته شده است. احتمال می رود که در اين آدرس ميشاييليس، پزشک معالج او زندگی می کرده و نامه های مارکس را در ملاقات هايی که با او داشت، به دستش می رساند.
کارل مارکس با دو آپارتمان و مخارج سنگين پزشکی با مشکلات متعدد مالی مواجه شد. پدر با عصبانيت می گويد: «انگار ما طلا کشت می کنيم، پسر در سال تقريبا 700 تالر (واحد پول قديمی) در اختيار دارد، در حالی که ثروتمندترين ها 500 تالر هم خرج نمی کنند». مارکس اين پول ها را برای پزشک، غذای خوب و استراحت در اشتراولاو خرج می کرد تا به سرنوشت برادرانش هرمن و ادوارد و نيز خواهرش کارولينه، که در سنين حوالی بيست سال از بيماری سل تلف شدند، دچار نشود. برای مدت چند ماهی مارکس در سال 1838 به خانه قديمش در خيابان مورن بازگشت. پس از مرگ پدر در دهم ماه مه 1838 بايستی ناچارا مخارج خود را به شدت کاهش می داد. اودر ترم زمستانی از اکتبر 1838 تا مارس 1839  به منطقه نوساز جلو دروازه شهر در خيابان لوييزن شماره 45
Luisenstraße 45) ، شماره 60 امروز) نقل مکان کرد. او کار دکترای خود را در اکتبر 1838 طرح ريزی کرد و از 1839 به انجام کارهای مقدماتی آن پرداخت، برای آن که به علت مشکلات مالی بايد هر چه سريع تر به تحصيلات خود پايان می داد.
خانه کارل مارکس در خيابان لوييزن شماره 60 تنها اقامتگاه او در شهر برلين است که هنوز موجود است.


Luisenstr60-12.jpg
خيابان لوييزن را خيلی از برلينی ها می شناسند، ادامه خيابان ويلهلم از جنوب به شمال که در شمالی ترين نقطه آن مرکز پزشگی- تحقيقاتی شريته قرار دارد. ساختمان محل زندگی مارکس در ضلع جنوبی ساختمان شريته قرار گرفته است.


Luisenstr60-31.jpg


از بيرون هم مشخص است که ساختمان مسکونی نيست، چون از پشت پنجره می توان تشخيص داد که حتا اتاق نگهبانی آن هم دارای تمام تجهيزات يک دفترکامل اداری است. از ساختمان و زوايای مختلف آن عکس می گيرم و به قصد ورود به ساختمان زنگ دفتر نگهبانی را می زنم. آخر وقت اداری است که با گودرون اشميت ملاقات می کنم، نه من او را می شناسم و نه او مرا. ولی پس از رد و بدل شدن چند پرسش و پاسخ با هم قدری آشنا تر می شويم. بر اساس اطلاعاتی که می دهد تازه متوجه می شوم که اين ساختمان يکی از مراکز آرشيو آکادمی هنرهاست که خود قدمتی چهارصدساله دارد، و گودرون مسئول بخش آرشيو هنری اين مرکز است. انگيزه ام را از ملاقات اين محل شرح می دهم و می گويد: «درست است. کارل مارکس در اين ساختمان زندگی می کرده. چه خوب است که افرادی از فرهنگ های ديگر به تاريخ و شخصيت های تاريخی آلمانی اينقدر اهميت می دهند.»
می پرسم: « خود آلمانی ها از اين موضوع تا چه حد اطلاع دارند؟»
«خيلی ها که با اين مرکز سر و کار دارند، می دانند، ولی خيلی از همسايه ها هم در اين خيابان هستند که اصلا اطلاعی از اين موضوع ندارند.»
گفتم: «چرا نوشته ای و يا لوحی نصب نمی کنند که تاريخ اين ساختمان را مشخص کند؟»
و گودرون جواب می دهد: «لوحی از زمان د.د.ار. وجود داشته که متاسفانه بعد از فروريختن ديوار به سرقت رفته است.»
و به اين ترتيب اين ساختمان در طی 15 سال بی و نام و نشان مانده است. گودرون بايد برود، خداحافظی می کند و برای گربه ايرانی آرزوی موفقيت.

برلين از ديد فردريش انگلس


engels1.jpg
انگلس در اواخر سپتامبر 1841 در معيت کالسکه پستی برندنبورگی -  پروسی برای انجام خدمت نظام از برمن به برلين آمد.  او می دانست که بر بسياری ديگر از همقطاران ارجحيت دارد و از اين بابت خوشحال بود. از هر هزار نفر تنها بيست و پنج نفر به خدمت يکساله داوطلبانه می پرداخت. به خاطر معلوماتی که داشت می توانست تا حد امکان در زمينه شغلی اش با دوره های تکميلی آموزش ببيند.
انگلس از اول اکتبر تا 15 نوامبر 1841 در پادگان گارد پياده توپخانه واقع در کوپفر گربن
Kupfergraben َAm  اقامت داشت. از اول اکتبر 1841 تا 30 سپتامبر 1842 دامن پادشاه پروس را به تن می کرد، که توسط پدرش بايستی خريداری می شد. گردان 12 پياده در گارد بريگارد توپخانه ازجمله  وفادارترين واحدهای نظامی به پادشاه پروس بود. با اين وجود اين داوطلب يکساله خطاب به خواهرش ماری می نويسد: «ديگر حوصله اش را ندارم در ميدان شلوس Schlossplatz بپلکم...»، همان ميدانی که  يکصد و ده سال بعد، يعنی در سال 1951،  به ميدان مارکس-انگلس تغيير نام داد.


Bebelpl12.jpg
خانه های خصوصی فردريش انگلس در برلين از 15نوامبر 1841 تا ماه مارس 1842 احتمالا در خيابان آلبرشت
Albrechtstraße، خيابان اورانين بورگر Oranienburger Straße و ياشيف باوئردام Am Schiffbauer Damm بوده است. از آوريل تا اکتبر 1842 انگلس در خيابان دوروتين شماره 56 (Doroteenstraße 56)  اقامت داشت.


Doroteenstr31.jpg
اقامت برلين برای انگلس نه تنها به خاطر آموزش تکميلی نظامی، بلکه  به دليل ادامه تحصيل در دانشگاه فردريش ويلهلم اهميت بسزايی داشت. در دهم اکتبر 1842، پس از دريافت مدرک نظامی، انگلس از برلين سفر کرد. 25 نوامبر 1842 اولين ملاقات انگلس با مارکس در هييت تحريريه روزنامه راين در کلن صورت گرفت.
اتحاديه های تاريخ فرهنگ و هنر برلين به اين نتيجه می رسند که فردريش انگلس هرگز ارتباط  ويژه ای با برلين نتوانست بگيرد. وقتی که در سنين پيری لهجه برلينی به گوشش می خورد بی اختيار به ياد صدای بلند و بی قواره  سرهنگ های پروسی می افتاد. آشپزخانه برلينی، با  تداعی غذاهای پادگان براش سمبل فقر و فقذان خلاقيت بود. انگلس در نامه ای به مينا کائوتسکی در سال 1885 نوشت: «راهل وارن هاگن ( که انگلس با او احتمالا در سال های 42/1841 آشنا شده بود)، هفتاد سال پيش گفت: در برلين همه چيز خشن و نتراشيده است، اگر تمام برلينی های تحصيلکرده را مسموم کنند و حداقل فضای قابل تحملی بسازند و تمام شبکه را از پائين تا بالا بازسازی کنند، شايد بشود از آن چيز خوبی درآيد. ولی تا مادامی که با اين لهجه صحبت می شود، خيلی دشوار است.»
در سال 1888 انگلس در حين سفر به آمريکا با کشتی بخاری به  نام "شهر برلين" در نامه ای به ادوارد برن اشتاين می نويسد:
«برلين برای من هرگز اينقدر زيبا مثل اين "شهر برلين" به نظر نيامده است. اگر سرهنگان گارد می دانستند که اين جا چه خوب است و چقدر غذا برای خوردن دارد، فورا برلين روی زمين را با برلين روی آب تعويض می کردند.»
تنها پس از 51 سال دوری از برلين، فردريش انگلس به خاطر مرگ دوستش به برلين سفر می کند و در سالن های کون کورديا واقع در خيابان آندرياز 64
،(Andreasstrasse 64)  در رور 22 سپتامبر 1893 در يکی از جشن های سوسيال دمکرات های برلين برای حدود 4000 نفر از رفقايش صحبت می کند:
«امروز ، با حساب روز، درست 51 سال پيش بود که برلين را ترک کردم و تا اين سفر ديگر آن را نديدم. در آن زمان برلين شهر کوچکی بود که جمعيتش به سختی به350000  نفر می رسيد و تنها به وسيله  درباريان، اشراف و نجيب زادگان، قرارگاه های نظامی و دولتيان زنده بود. امروز اين شهر تبديل به يک پايتخت بزرگی شده است با حدود 2 ميليون سکنه ای  که از راه صنايع زندگی می کنند. امروز اگر درباريان، اشراف و نجيب زادگان، نظاميان و دولتيان هم به جای ديگری کوچ کنند، برلين همچنان برلين باقی می ماند.  و اين پيشرفت صنعتی دگرديسی ديگری هم در اين شهر ايجاد کرده است. در آن زمان سوسيال دمکراتی در اين جا نبود، امروز، در همين چند ماه قبل شاهد قدرت نمايی بالای سوسيال دمکرات های برلين بوديم که با 160000 رای پنج نماينده از کل 6 نماينده سوسيال دمکرات ها را به مجلس فرستادند. در اين رابطه برلين در صدر تمام شهرهای بزرگ اروپا قرار گرفته و از پاريس هم بسيار جلو زده است.»
انگلس در اين سفر مهمان خانواده به بل در خيابان گروس گورشن
(Grossgörschenstraße) واقع در شونه برگ بود. همراه او لوييز کائوتسکی بود، که در لندن سرپرستی خانه اش را بر عهده داشت و با سمت منشی در کنار او بود.


بلافاصله پس از رسيدن به برلين، در بعدازظهر يکشنبه 17 سپتامبر 1893 انگلس به تماشای نمايشنامه ای از زودرمن به نام" ميهن" درتئاتر لزينگ رفت. برگزار کننده اتحاديه فرای فولکس بونه (نمايش آزاد خلق) بود که برای برنامه های خود سالن های تئاتر را کرايه می کرد. روز بعد از مراسم انگلس 72 ساله چنين گفت:
«ديروزدر لزينگ تياتر بوديم، يکی از زيباترين و بهترين سالن های تئاتر برلين. صندلی ها برای مشترکين مثل کشيدن کارت های لاتاری بود، کارگران را می شد ديد که بر روی صندلی های ارکستر و يا در لژ می نشستند، در حالی که بورژواها تمام جايگاه های مخصوص را اشغال کرده بودند. جمعيت سرشار از دقت بود، همه از خود بی خود شده بودند و مشتاقانه تماشا می کردند. قبل از افتادن پرده نمايش هيچ صدايی نمی آمد، ولی پس از آن کف زدن های حضار طوفانی به پا کرده بود، و در صحنه های دردآور سيل اشک ها جاری بود. تعجبی نيست که هنرپيشه ها اين تماشاچيان را به هر کس ديگری ترجيح می دهند.»
در همين سفر انگلس مهمان خانواده ليبکنشت در خيابان کانت
(Kantstraße) بود. او در آنجا بار ديگر ويلهلم ليبکنشت را که قبلا از لندن می شناخت، ملاقات کرد و با کارل ليبکنشت 22 ساله در اين محل آشنا شد.


در 26 سپتامبر 1893 با حضور انگلس و به اتفاق حدود 80 نفر از رفقايش از جمله  به بل، ليبکنشت، آوئرو تستکين در رستوران يه گرشن واقع در خيابان کوماندانتن  (Kommandantenstraße)ملاقاتی تفريحی صورت گرفت. در اطلاعيه دعوت به مراسم آمده بود: «...خود را با تعريف داستان، سخنرانی های طنزآلود، قطعات پيانو و رقص سرگرم کنيد...». در اين مراسم انگلس با کمال ميل به خود اجازه داد که برای اين شهر و دوستان و رفقای برلينی از خود سخاوت به خرج دهد.
فردريش انگلس در 5 آگوست 1895 درگذشت.
او مبلغ 20000 مارک به حزب سوسيال دمکراسی آلمان کمک کرد و در وصيت نامه خود خطاب به به بل و زينگر نوشت: «تلاش کنيد که اين پول را به دست آوريد، وقتی شما آن را بگيريد، دست پروس ها از آن کوتاه خواهد ماند. و وقتی در اين مورد تصميم گرفتيد، بطری شرابی هم  به سلامتی بنوشيد، همين کار برای يادبود من کافی است.»

منابع:
انگلس و مدارک زندگی اش، نشر فيليپ رکلام، لايپزيگ 1977
برلين در زمان به بل و بيسمارک، نشر ديتس 1976
هب اشترايت و گرت نر 2002


Posted by Ahmad at February 16, 2005 8:19 PM
Comments

با سلام و خسته نباشید بخاطر کارهای زیبای فرهنگی تان.
پایدار بمانید

Posted by: homeira tari at February 26, 2005 4:42 AM
Post a comment









Remember personal info?