يکسال گذشت. ما همه مسنتر شديم و گربه ايرانی هم پا به سن گذاشت. در همين ژانويه سال قبل بود که نوشتيم ای کاش بتوانيم از اين خصلت گربه که چهار دست و پا به زمين میافتد، بهرهای ببريم و بيدی نباشيم که با هر بادی بلرزد. هادی خرسندی در مقالهای که در ارتباط با انتشار گربه ايرانی در کيهان لندن نوشت، اين خصلت را به "گربه مرتضی علی" نسبت داد و آن را سمبل "آدمهای دگم، جزمی، لجباز و يکدنده" معرفی کرد. به اين ترتيب اين هنرمند تيزبين تلاش ما را برای ارائه تلقی مثبت از خصلت گربه وار "فرود با چهار دست و پا"، خنثی کرد و دروغ تاريخی ما را - که به قصد خير و نيت سازندگی مطرح شده بود – برملا کرد و نوشت: "گربه ايرانی ... سکولار و لائيک است و ربطی به مرتضی علی ندارد." هر چند که از آن تاريخ ديگر جرات نکرديم به طور علنی آرزوی چهار دست و پا افتادن روی هيچ زمينی و از هيچ فاصلهای داشته باشيم، ولی در اعماق وجودمان همچنان اميدوار بوده و هستيم که مثل يک گربه، فرز و چالاک در برابر تحولات زمانه و دشواریهای سر راه واکنش نشان داده و با گرده بر خاک نيفتيم! ... در فايل زير می توانيد صفحات نخست گربه ايرانی شماره 12 را ببينيد: