September 11, 2006

انقلابيون مشروطه در برلين - قسمت دوم

به نقل از سايت راديو زمانه يازدهم سپتامبر 2006

http://www.radiozamaneh.com/analysis/2006/09/_2.html

انتشار کاوه که از سال 1916 آغاز شده بود، پس از يک دوره تعطيلی، مجددا بين سال‌های 1920 تا 1922 به همت تقی‌زاده و جمال‌زاده با همکاری بعضی از دوستان جديد ادامه يافت. مهم‌ترين سد راه نشر اين مجله، به‌ويژه در آخرين سال انتشار آن، مشکلات مالی بود. کاوه در شماره فوق‌العاده 30 مارس 1922 نوشت: "نظر به گرانی فوق‌العاده مخارج طبع و کاغذ و پست و مصارف زندگی و اداره و غيره، اداره کاوه مصمم بر آن شد که به خوانندگان آن اخطار نمايد که اگر در سال سوم عده مشترکين آن به دو هزار نفر نرسد، به واسطه عدم کفايت عايدات به مخارج روزنامه نمی‌تواند منتشر شود." و با اعلام تعطيلی موقت در همين شماره ديگر منتشر نشد (عکس شماره يک و دو).

aks1w.jpgعکس شماره يک و دو – مجله کاوه  و شماره آخر آن

aks2.jpg

با آغاز دهه بيست ميلادی که امپراطوری آلمان در جنگ شکست خورده و جمهوری وايمار تشکيل شده بود، مشکلات اقتصادی و تورم گسترده در آلمان به اوج می‌رسيد. ايرانيان در اين دوره هر يک به راهی رفتند. رضا تربيت در برلين مغازه‌ای داير کرد تا بتواند از اين راه مخارج ادامه انتشار کاوه را تامين کند. جمال‌زاده در اين باره می‌نويسد: "پول سفری که دولت آلمان به بقيه افراد داده بود که به ايران برگرديم به رضا تربيت سپرديم که چون در داد و ستد از ما باتجربه‌تر بود به تجارت بيندازد تا شايد برای ما سرمايه‌ی معاشی باشد و آب و نانی برساند. او در خيابان گوته نمره‌ی يک (عکس شماره سه) مغازه‌ی مختصری (بهتر است بگوييم دکانی) دست و پا کرد و به خريد و فروش متاع خرازی مشغول گرديد. عنوان مغازه پرسپوليس بود و به هيچ‌وجه مظهر جلال و عظمتی نبود."

aks3.jpg

           عکس شماره سه – محل کنونی محل مغاره پرسپوليس در برلن، اوايل دهه بيست ميلادی


در روزنامه کاوه در تبليغ مغازه نوشتند: "در مغازه پرسپوليس که به تازگی در برلن باز شده است همه نوع امتعه‌ی خرازی از قبيل پيراهن و زيرپيراهن و يقه و دستمال گردن و جوراب و دکمه و عصا و چتر از هر قبيل موجود است و به حقيقت خيلی مناسب به فروش می‌رسد." ولی طولی نکشيد که معلوم شد که اين مغازه زيان می‌دهد، آن را جمع کردند و سرمايه آن بين "برلنی‌ها" تقسيم شد.
در همين دوره قزوينی به پاريس برگشت، تربيت به تبريز رفت و پورداود مدتی به تحقيق پرداخت و بعد عازم هندوستان شد، ابوالحسن علوی نيز در سفری به ايران دو فرزند خود مرتضی و بزرگ علوی را به برلن آورد و با چپ‌گرايان اين شهر رفت‌ و آمد پيدا کرد.
در همين دوره بود که کاظم‌زاده ايرانشهر که قبل از اين با مجله کاوه همکاری داشت، در برلين ابتدا يک کتاب‌فروشی تاسيس کرد و سپس دست به انتشار مجله "ايرانشهر" زد (عکس شماره چهار).

aks4.jpgعکس شماره چهار – شماره اول مجله ايرانشهر

در سال 1922 دانشجويانی که از ايران آمده بودند و نسل دوم برلنی‌ها را تشکيل می‌دادند، "جمعيت اميد ايران" را بنا نهادند و ماهنامه "نامه فرنگستان" را منتشر کردند. از اين سال تورم آلمان رو به بهبودی می‌گذارد و چهره شهر با ساختمان مجتمع‌های مسکونی برای طبقات کم‌درآمد رونق می‌گرفت. در سال 1923 راديو برلن تاسيس شد و روزنامه‌ها و مجله‌های زيادی شروع به فعاليت ‌کردند. جوانان ايرانی در کافه‌های برلن تجمع می‌کردند و محفل‌های بحث سياسی نزد آن‌ها رونق داشت. کتاب‌فروشی ايرانشهر و چاپخانه‌ای که کاظم‌زاده در خيابان مارتين لوتر شماره پنج داير کرده بود، برای اين دسته از جوانان تبديل به يک مرکز فرهنگی و پاتوق آن‌ها شده بود. امروز در برلين از اين مرکز متاسفانه چيزی باقی نمانده است. بر روی قطعه زمين آن ساختمان بلندی بنا شده که آن را در اختيار "سازمان خدمات پزشگی بيمه‌های درمانی برلين و برندنبورگ" قرار داده‌اند (عکس شماره پنج).

aks5w.jpg

عکس شماره پنج – محل کنونی چاپخانه ايرانشهر در برلن آن زمان

در همين سال‌های دهه بيست ميلادی بود که در ميان نسل دوم برلنی‌ها روشنفکران چپ‌گرا متولد شدند. شاخص‌ترين چهره آن‌ها تقی ارانی بود. او در دانشگاه برلين با دو تن از دانشجويان، احمد اسدی و مرتضی علوی رابطه‌ی دوستی برقرار کرد و سپس در سال 1925 فرقه‌ی "جمهوری انقلابی ايران" را بنيان نهاد. اين فرقه روزنامه "بيرق انقلاب" را بيرون می‌داد و از سال 1930 به مدت يک سال روزنامه‌ "پيکار" در برلن منتشر شد که با مديريت رسمی فردی آلمانی ولی عملا توسط مرتضی علوی اداره می‌شد.

کارنامه فرهنگی برلنی‌ها در بين سال‌های 1915 تا 1930 بسيار غنی است. از نسل اول و نسل دوم برلنی‌ها محافل روشنفکری زيادی به وجود آمده‌اند که در انديشه تجدد و مدرنيته در ايران نقش پيشتازی داشته‌اند. دکتر بهنام انتشار مجلات چهارگانه کاوه (1916-1922)، ايرانشهر (1922-1927)، نامه فرنگستان (1922-1927) و علم و هنر (1927-1928) را به‌عنوان حلقه‌های يک زنجير می‌داند که با وجود تمايزات و مرزبندی‌های فکری آن‌ها، همگی از مضمونی نوگرايانه و تحول‌زا برای جامعه ايران آن زمان برخوردار بوده‌اند.

در ميان اين نويسندگان و گردانندگان اين مجلات چهار تن از همه سرشناس‌تر بودند؛ تقی‌زاده، کاظم‌زاده، جمال‌زاده و مشفق کاظمی. در بخش‌های آينده به بيوگرافی و زندگی برخی از شخصيت‌های برگزيده از نسل اول و دوم برلنی‌ها خواهيم پرداخت.

 

Posted by Ahmad at 4:16 PM | Comments (2)

September 5, 2006

انقلابيون مشروطه در برلين - قسمت اول

با آغاز به کار "راديو زمانه" فرصتی پيدا شد تا کاری را که با مجله گربه ايرانی شروع کرده بوديم، در اين رسانه ادامه دهيم. بخش برلين و برلينی‌ها در مجله البته تنها قسمتی از کارش را به معرفی "برلنی ها" پرداخت. حالا قصد آن داريم که اين مطالب را به شکلی تازه و کامل تر و با موضوع‌های مشخص‌تر ارائه دهيم. در اين‌جا بخش اول سلسله مطالبی تحت عنوان "انقلابيون مشروطه در برلين" را که در سايت راديو زمانه منتشر شده است، خواهم آورد.

 

انقلابيون مشروطه در برلين (1)

برلين شهری است که نه تنها در تاريخ قرن بيستم اروپا و جهان نقشی کليدی داشته، بلکه در سير رشد و گسترش انديشه معاصر در تاريخ ايران هم تاثيرات اساسی بر جای گذارده است. ما در اين سری از مطالب سعی می‌کنيم نقش برلين را در تاريخ معاصر ايران از انقلاب مشروطه تاکنون مکتوب کنيم و به زندگی انديشمندان و مشاهير ايرانی که در برلين زندگی می‌کرده‌اند، بپردازيم. از نسل اول مهاجران ايرانی در برلين آغاز می‌کنيم، از "برلنی‌ها".

"برلنی‌ها" عنوانی تاريخی است که محمد علی جمالزاده به گروهی از روشنفکران و انديشمندان ايرانی که بين سال‌های 1915تا 1930به برلين آمدند، داده بود. دکتر جمشيد بهنام در رساله تحقيقی خود که با همين عنوان منتشر شده، در اين سال‌ها دو نسل از برلينی‌ها را از يکديگر تفکيک می‌کند.  نسل اول که يا به‌دلايل سياسی از قبيل استبداد صغير و اشغال آذربايجان و غيره و يا به خاطر تحصيل به اروپا آمده بودند، در برلين و با کمک دولت آلمان "کمیته ملیون ایرانی" را بنیان نهادند. ايده و ابتکار عمل برای تشکيل اين کميته به نام سيد محمد حسن تقی‌زاده (عکس شماره يک) ثبت شده است. 

 Aks-1.gifعکس يک   سيد حسن تقی‌زاده در دوره مشروطه‌خواهی


او در يکی از روزهای سرد زمستان 1915 به اداره پست محله شارلوتن‌بورگ برلین (عکس شماره دو) رفت و نامه‌هایی به پاریس، لندن، ژنو و استانبول فرستاد. تقی‌زاده خود چند ماه قبل از آن به دعوت دولت آلمان
 از آمريکا به برلین آمده بود. این نامه فراخوانی بود به روشنفکران و آزادی‌خواهان مهاجر ايرانی در اروپا برای تشکيل کمیته‌ای از ملیون بر ضد روس و انگلیس که ایران را تصرف کرده بودند.



Aks-2w.jpg

عکس دو –  اداره پست محله شارلوتن‌بورگ برلین، اين محل در حال حاضر  همچنان مورد استفاده قرار می‌گيرد. ساختمانی که از سه سو بدون پنجره طراحی شده و تنها در طبقه فوقانی آن يک رديف از پنجره ساخته شده است.  


چند ماهی نگذشته بود که در پی اين دعوت عده‌ای در برلين دور تقی‌زاده گرد آمدند. اولین کسانی که در دوره مهاجرت اول و نیز در پی اشغال نظامی تبریز از طرف روس‌ها دور تقی‌زاده جمع شدند یاران قديم تبریزی و هم‌مسلکان حزب دمکرات بودند از جمله این گروه باید از محمدعلی تربیت و رضا تربیت نام برد. محمدعلی تربیت با تقی‌زاده انسی داشت و در تبریز باهم کتاب‌فروشی تربیت و مجله گنجینه فنون را تاسیس کردند.
گروه دوم چند نفری بودند که از ژنو، پاریس و لندن آمده بودند و غالبا به کار تحقیق اشتغال داشتند. حسين کاظم‌زاده ايرانشهر از کمبريج انگلستان، محمد قزوينی و ابراهيم پورداود و اشرف‌زاده از پاريس کار تحقيق را رها کردند و به برلين آمدند. نصرالله جهانگير و سعدالله خان درويش و مرتضی راوندی از سوئيس و محمد علی جمالزاده از ديژون فرانسه راهی برلين شدند. عده‌ای هم مانند غنی‌زاده، اسمعیل یکانی و میرزا آقا کسب و کار و دکان خود را در استامبول تعطيل و همراه با  اسمعیل نوبری و اسمعیل امیرخیزی به جمع برلنی‌ها پیوستند. در اين جمع عزت‌الله هدايت خود در برلين تحصيل می‌کرد و رضا افشار همراه شخص تقی‌زاده از نيويورک وارد برلين شده بود.
بهنام می‌نويسد: "محل اجتماع گروه دوم برلنی‌ها در خانه‌ی شماره  64 خيايان لايبنيتس در محله‌ی شارلوتن‌بورگ (عکس شماره سه) بود. تقی‌زاده و عزت‌اله هدايت هم در اين خانه منزل داشتند و قزوينی هم دفتری در آن‌جا دست و پا کرده بود."

Aks-3w.jpg 

عکس سه – نمای امروزی خيابان لايبنيتس شماره 64، خانه مسکونی تقی‌زاده و دفتر مجله کاوه که محل تجمع ايرانيان آزاديخواه بود.


جمال‌زاده می‌نويسد: "اين خانه دارای تالار بزرگی بود که بعدها دفتر و کتاب‌خانه روزنامه کاوه قرار گرفت و ميز بزرگی در وسط تالار بود که تقی‌زاده روی آن کار می‌کرد. يک تالار بزرگ پذيرايی و دو اتاق برای سکونت و يک اتاق انباری برای کاغذ و روزنامه و يک اتاق ديگر برای اتاق خصوصی تقی‌زاده داشت. تقريباً هرروزه يکی دو بار همان جا جمع می‌شديم..." و به اين ترتيب بود که زمينه‌های انتشار مجله کاوه فراهم آمد. پس از پايان جنگ باهم قرار گذاشتند که شب‌های پنج‌شنبه يا چهارشنبه‌ها در اداره کاوه جمع شوند و با صرف يک فنجان چای ساده درباره‌ی مباحث علمی و ادبی و تاريخی صحبت کنند. اين جلسات هر پانزده روز يک‌بار برگزار می‌شد، آن‌موقع بود که تصميم گرفتند اين جلسات عمومی شود و اعلانی درباره‌ی صحبت‌های علمی و ادبی در شماره اول در ماه مارس با اين عبارات در مجله کاوه منشر شد:

"اخيراً جمعی از ايرانيان مقيم برلين، انجمن کوچکی برای مذاکرات و مباحثات علمی و ادبی ترتيب داده‌اند و از نتايح اين انجمن ترتيب رشته صحبت‌های علمی و ادبیِ عمومی است که هر ماهی يک‌بار و در تالار مخصوص يکی از قهوه‌خانه‌ها برای ايرانيان ترتيب داده می‌شود."

مليون ايرانی پس از چهار سال فعاليت و تحمل دشواری کم‌کم متفرق شدند.



Posted by Ahmad at 12:41 PM | Comments (0)