شرح حال و زندگی سياسی سيد حسن تقی زاده برگرفته از راديو زمانه http://www.radiozamaneh.com/analysis/2006/09/_3.html وقتی سخن از روشنفکران و انديشمندان جنبش مشروطه میرود، سيد حسن تقی زاده اولين نامی است که مطرح میشود. زندگی سياسی و فرهنگی او را میتوان به چهار دوره تقسيم کرد. دوره اول (انقلاب مشروطه) از جوانی تا سال 1290، دوره دوم (مهاجرت) از 1290 تا 1303، دوره سوم (دوران رضاشاه) از سال 1303 تا 1320 و دوره چهارم (دوران محمدرضاشاه) از اين تاريخ تا مرگ او را در برمیگيرد.
تقیزاده جوان در انقلاب مشروطه
دوره اول – انقلاب مشروطه ،جوانی تا 1911
تقیزاده در 5 مهر 1256 شمسی (1877) در تبريز متولد شد. خانوادهاش پس از جنگهای روسيه با ايران از قفقاز به تبريز مهاجرت کردند. پدرش سيد تقی، روحانی و مدرس حوزه علميه تبريز بود. او از بدو کودکی به يادگيری فقه واصول نزد پدر و از سنين نوجوانی به فراگيری رياضی و طب قديم پرداخت. پس از فوت پدر در سن 18 سالگی به تحصيل آزادانه علوم جديد و زبان فرانسه رو آورد. او سپس در مدرسه دارالفنون مظفری تبريز به تدريس فيزيک مشغول شد. با علاقه وافر به فراگيری و آموزش دانش مدرن در سال 1280 (1901) به تاسيس مدرسه "تربيت" در تبريز همت گمارد و با کانونی از جوانان روشنفکر تبريزی ارتباط گرفت. پس از آن کتابفروشی "تربيت" توسط او و با حضور افرادی چون محمد علی تربيت، ميرزا يوسف اعتصام الملک و سيد حسين عدالت پا گرفت و با انتشار هفته نامه "گنجينه فنون" در سال 1284 (1905) به مرکزی برای ترويج افکار نو و آزاديخواهانه و تجمع روشنفکران تبديل شد. سنتگرايان و روحانيون ضد مشروطه با اين مرکز به مخالفت پرداختند و گويا در حوادث مشروطه مورد حمله دارودستههای سنتگرا قرار گرفته و به آتش كشيده شد. مجله "گنجينه فنون" پس از يک سال و نيم تعطيل شد و تقیزاده در سال 1286 (1907) به قفقاز، استامبول، بيروت و دمشق سفر کرد و با محافل فرهنگی اين کشورها تماس گرفت. با پاگيری جنبش مشروطه به تبريز بازگشت و در صف آزاديخواهان اين شهر قرار گرفت. تقیزاده پس ازامضای فرمان مشروطيت در سال 1287 (1908) به عنوان نماينده مردم تبريز در مجلس اول انتخاب شد. او در مدت کوتاهی رهبری فراکسيون اقليت روشنفکر و تجددخواه مجلس را برعهده گرفت. در مجلس از مخالفين دخالت شرع در امور سياسی و دولتی بود و در همين دوران در ميان محافل مذهبی به سياستمداری مخالف اعتقادات مذهبی معروف شد. پس از به توپ بستن مجلس توسط نظاميان روس در تير 1287 (1908) به سفارت انگلستان پناهنده شد و از طريق انزلی به باکو و تفليس، سپس به فرانسه و انگلستان سفر کرد. در اواسط 1287 که قيام مردم تبريز بر ضد محمدعلی شاه اوج میگرفت، مخفيانه به تبريز بازگشت و در کنار ستارخان و باقرخان قرار گرفت. در سال 1288 (1909) که تهران فتح و محمدعلی شاه خلع يد شد، به عنوان نماينده مجلس دوم بارديگر به تهران آمد. دراين دوره ميان دو جناج موسوم به اعتداليون و انقلابيون اختلافات شديدی بهوجود آمد و صفبندیهای خصومتآميزی در مجلس شکل گرفت. موضوعاتی از قبيل اصلاحات ارضي و جدايی دين از دولت، نمايندگان را به شدت رو درروی يکديگر قرار داده بود. در مرداد 1288 (1909) آيتالله شيخ فضلالله نوری پرچمدار مشروعيت در نهضت مشروطه دستگير و اعدام شد. در تير ماه 1289 (1910) آيتالله سيد عبدالله بهبهانی مقتدرترين رهبر جناح مخالف تقیزاده ترور شد. در كتاب ظهور و سقوط سلطنت پهلوی آمده كه شيخ فضلالله نوری به دستور كميتهای متشکل از حسينقلیخان نواب، سيد حسن تقیزاده، حسن وثوقالدوله، ابراهيم حكيمالملك، محمد ولیخان تنكابنی، سردار اسعد بختياری و چند نفر ديگر اعدام شد. پيرو اين حوادث تقیزاده به دشمن روحانيت معروف شد و از سوی آخوند خراسانی و عدهای از علمای نجف فتوايی در ارتباط با "فساد مسلك سياسی تقیزاده و عدم شايستگی او در مجلس و لزوم خروج او از ايران" صادر شد.
تقیزاده در اثر رفت و آمد به غرب از کسوت سنتی خارج میشود
دوره دوم – در مهاجرت (1911 – 1924)
تقیزاده پس از اين فتوا ابتدا به تبريز بازگشت، ولی طولی نکشيد که به استامبول رفت. او در اين شهر يک سال و نيم اقامت کرد و در اقامت 6 ماهه خود در لندن هم با افرادی مثل ادوارد براون ديدار و گفتگو داشت. در جريان اين سفر تقیزاده مجددا بهعنوان نماينده مجلس سوم انتخاب شد ولی به ايران بازنگشت و در ارديبهشت 1292 (1913) راهی آمريکا شد.
دور تازهای از زندگی تقیزاده با شروع جنگ اول جهانی شکل گرفت. دولت آلمان از طريق واسطه با او تماس گرفت و تضمين داد که برای مبارزه با سياستهای انگليس و روسيه در ايران از او حمايتهای لازم بهعمل خواهد آورد. تقیزاده در دی ماه 1293 (1914) با يک کشتی هلندی به برلين آمد. با اين سفر زندگی پربار فرهنگی تقیزاده در برلين تا مدت 9 سال بعد از آن ادامه يافت و همين سفر نيز سرآغاز تولد "برلنیها" در تاريخ جنبش روشنفکری ايران گرديد. او در سالهای جنگ اول در برلين "كميته مليون ايراني" را سازمان داد و به انتشار مجله "کاوه" مشغول شد و در اين کار با ياران و همکاران تازهای ارتباط گرفت (ر. ک. به بخش اول و دوم همين سلسله مقالات). در انتخابات مجلس چهارم در تير ماه 1300 (1921)، با وجود عدم حضورش در ايران، بار ديگر به عنوان نماينده تبريز انتخاب شد، ولی بازهم در مجلس شرکت نکرد. در بهمن 1300 (1922) از طرف دولت قوامالسلطنه به عنوان رييس هياتی برای مذاکره با دولت تازه شوروی روانه مسکو شد. پس از اين ماموريت به برلين بازگشت و با يک دختر آلمانی ازدواج کرد.
تقیزاده و علوی در برلين، آستانه دهه بيست ميلادی
دوره سوم – دوران رضاشاه (1924 – 1941)
تقیزاده در تابستان 1303 (1924) بار ديگر در مجلس پنجم برگزيده شد و اين بار پس از سال دوری از وطن به ايران بازگشت. در آن زمان قاجارمنقرض شده بود و قدرت رضاخان به تثبيت رسيده بود. در مجلس پنجم نمايندگان جوانی که در کشورهای غربی تحصيل کرده و خواهان جدايی دين از دولت بودند، گرد تقیزاده جمع شدند. او در زمان رضاشاه به مناصب مهم دولتی رسيد. برنامههای "اصلاحات و توسعه" رضاشاه با همکاری و مشاوره او طراحی میشد. در سال 1307 (1928) والی خراسان شد و يک سال بعد (1929) به عنوان وزير مختار ايران به لندن رفت. در کابينه مخبرالسلطنه هدايت در فروردين 1309 (1930) به عنوان وزير طرق و شوارع ـ وزير راه ـ و در همان سال و با حفظ سمت در صدر وزارت ماليه قرار گرفت. در زمان صدارت او در سال 1312 (1933) قرارداد دارسی تمديد شد که پس از آن مسئول اين تصميم را رضا شاه دانسته و از خود سلب مسئوليت کرد. پس از برکناری از وزارت در دی ماه 1312 (1934) با سمت وزير مختار راهی فرانسه شد. او در اين سمت مورد غضب رضاشاه واقع شد، زيرا نه تنها از چاپ مطالب انتقادی در مطبوعات فرانسه برضد رضاشاه جلوگيری به عمل نياورد، بلکه خود او هم در مقالهای به نکوهش اصلاح اجباری زبان فارسی پرداخت. به اين دليل در مرداد 1314 (1936) از اين سمت برکنار شد. تقیزاده در اين سال دوباره به برلين رفت و تا سال 1315 (1936) در اين شهر ماند. پس از آن با کمک و توصيه حسين علاء (سفير ايران در لندن) و "سردنيس راس" (رئيس مؤسسه مطالعات شرقی در لندن) در دانشگاه لندن به تدريس زبان فارسی و تاريخ ايران مشغول شد. او تا پايان سلطنت رضاشاه ديگر به تهران نرفت.
تقیزاده در سمت رييس مجلس سنا، سال 1328
دوره چهارم – دوران محمدرضاشاه (1941 – 1970)
با سقوط رضاشاه و تغيير فضای سياسی کشور در جنگ جهانی دوم و روی کار آمدن کابينه فروغی، تقیزاده دوباره به دنيای سياست بازگشت. او در آبان 1320 (1941) ابتدا به سمت وزير مختار ايران در فرانسه و سپس به عنوان سفيرکبير آن کشور منصوب شد. در سال 1323 (1944) با سمت سفير كبير ايران در انگلستان به لندن رفت. او در اين سمتها کوششهای ديپلماتيک زيادی برای تخلیه آذربايجان از نيروهای شوروی انجام داد.
تقيزاده در سال 1326 (1947) بار ديگر بهعنوان نماينده مردم تبريز به مجلس پانزدهم راه يافت. در همين دوره بود که در پاسخ به پرسش نمايندهای درمورد تمديد قرارداد نفت ايران و انگليس، خود را "آلت فعل" رضاشاه معرفی نمود و مصدق از اين اعتراف او در پيشبرد سياست ملی کردن صنعت نفت بهره گرفت. تقیزاده از سال 1328 (1949) – يعنی اولين دوره تاسيس مجلس سنا – رييس اين مجلس و سپس تا سال 1346 (1967) يکی از سناتورهای شهر تهران در اين مجلس بود.
تقیزاده در دو ساله پايان عمر طولانی خود در سن نود سالگی از سياست کناره گرفت و در 8 بهمن 1348 (1970) در 92 سالگی درگذشت.
مهمترين آثار و تأليفات سيد حسن تقيزاده عبارتتد از: مقدمه تعليم عمومی يكی ازسرفصلهای تمدن - از پرويز تا چنگيز -گاهشماری در ايران قديم - بيست مقاله - تمدنات قديمه - ماني و دين او - تصحيح تحفهالملوك - تاريخ انقلاب ايران - تاريخ عربستان و قوم عرب در اوانظهور اسلام - رساله تحقيق احوال كنونی ايران يا محاكمات تاريخی و- مجموعه مقالات.
تقیزاده در دوران کهولت